به نام یگانه خالق هستی
نمیدونم چقدر از مطالب وبلاگمو خوندین تا جای که به خاطر میارم واسه نوشتن اون مطالب نه به کسی متوسل شدم و نه خودمو به زحمت انداختم دروغ به هم ببافم . چون نه قرار بابت این حرفا جامی داده بشه و نه اینکه ذهن کسی به سمت و سوی خاصی کشیده بشه . اینا یه ذره از اون حرفهایی که روزانه از ذهنم میگذرند . از دوستان تشکر میکنم که میان و حوصله به خرج میدن و مطالب رو میخونن و لطفشونو در حق من تموم میکنن و نظرشونو میگن ،ولی هر کدومتون حس کرد ین دارین یه مطلب بی رگ و دروغ میخونین بگین دیگه بهتون زحمت نمید م .
خوش باشین و همیشه سبز
به نام خالق زیبایی
داریم رو به کدام سمت میریم تو این دنیای هر کی هر کی چه چیزی ما رو میکشه و ...
هر روز یه فکر جدید یه ایده نو یه قانون نو و .. و هر روز قدم به قدم از انسان بودن دور میشیم.
اصلا این ادمیزاد دیگه چه جور جونوریه ؟ گاهی انگار بهتره چشمامونو ببندیم و گوشهامونو بگیریم تا هیچی نبینیم تا راحت تر از کنار همه چی بگذریم . اینجا دیگه شعر سهراب برام معنی نداره ( چشمها را باید شست )بهتر بگیم چشمها را باید بست ) .
واقعا چرا ؟ اصلا اعتقادی به ابلیس نگاه دارین ؟


