تبليغاتX
پرواز



 

درست همون روزها ،همون حال و هوا ،14 سال گذشته اما هنوزم بعد سالها این روزها کلافه ام

 

همه چیز تکرار میشه و چه تکرار تلخی .                   

 

امشب وقتی با صدای هق هق گریه خودم بیدار شدم یادم اومد درست همون روز بود همون

 

روزی که دوست ندارم هیچ وقت دیگه تکرار بشه .              

 

انگار این تکرار هیچ وقت از سرم نمیپره .چقدر زود همه چی تموم شد چقدر تلخ.دلم میگیره

 

وقتی بهش فکر میکنم ،هیچ وقت نتونستم جلوی اشکمو بگیرم .دوست دارم حتی اگه هزار سالم

 

بگذره چون یه گوشه قلبم همیشه مال تو بوده و هست و به هیچکی ندادمش ،هیچ خاطره ای از

 

کودکیم ندارم که یه قسمتش اسم و یاد تو نباشه دلم برای تموم اون روزهای که با هم مدرسه

 

میرفتیم تنگ شده برای اون خنده هات و این اشکهای که این اواخر ریختی و نگاه پر از محبتی

 

که سرنوشت اجازه نداد برای اخرین بار توشون نگاه کنم ..بغض سنگینیه تداعی اون روزها .

 

کاش ،چه کلمه ی اشنایی چقدر تکرارش کردم کاش اون روز چند ساعتی زودتر میرسیدم چه

 

انتظار تلخی ،دلم بی تاب اون دیدار بود اما سرنوشت تو رو با خودش به بی نهایت برد و 

 دیدارمون افتاد به قیامت.

 

چقدر غریب رفتی و معصوم و اولین غم رو تو زندگیم جا گذاشتی واز اون روز مونس شبهام

 

اشکهای بچه گانه ای بود که از سر غرور دور از چشم دیگرون ریختم  .

               

                        خیلی دلم تنگ برات                                                                 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط صبور  |